محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

45

خلد برين ( فارسى )

يافت نمىشود آن حضرت قفل خموشى بر در درج طلب زده لب مبارك به هيچ حاجتى نگشود و چون در اين باب مبالغه و الحاح پادشاه از حد گذشت طلبا لمرضات الله اطلاق اسيران روم را كه پادشاه همراه داشت از وى درخواست ، و آن پادشاه آگاه انگشت قبول بر ديده نهاده در زمان به اطلاق اسيران فرمان داد و قرى و مزارع مرغوب از مال حلال خود در كورهء اردبيل و آن حدود خريدارى و بر حظيرهء متبركه وقف نمود و آن مكان مقدس را بست و مأمن ارباب جرايم فرمود و منتسبان دودمان كرامت را معاف و مسلم داشته خراج آن ولايت را به سلسلهء عليه باز گذاشت . و از آن تاريخ اعقاب و اخلاف سباياى ديار روم كه در حقيقت آزاد كرده‌هاى خاندان كرامت نشانند در سلك مريدان پاك اعتقاد و صوفيان صافى نهاد اين سلسلهء عليه انتظام دارند . و بعد از ايراد كلامى كه مفادش رقمزدهء كلك گوهر بار شد مىگويد كه بين الجمهور چنين مشهور است كه امير تيمور را با حضرت سلطان صدر الدين موسى اتفاق ملاقات افتاده و مقدمات مذكور از آن حضرت ظهور يافته اما اصح اين است كه سلطان خواجه على بوده . و اگر چه اين روايت در كتب تواريخ و سير منظوم و منثور اين سلسله به نظر اين ذرهء احقر نرسيده اما از غايت شهرت و تواتر افواه آن را مطابق واقع دانسته به تحرير آن پرداخت . و طومار وقفيهء امير تيمور نيز به خط قديم موشح به التمغاى مغولى و علامت مهر امير تيمور در سفر بلخ در حين تسخيراند خود كه به دست غازيان افتاده بود به نظر اشرف اعلى حضرت ظل اللهى رسيد و مقامات عليه و ظهور كرامات سلطان خواجه على با بعضى از آن مقدمات در صحيفهء مذكوره مسطور بود . انتهى كلامه . بالجمله چون آن سالك شاهراه كعبهء مقصود در هر حالى كه بود مشغول طواف بيت الحرام كشف و شهود بود ، در اواخر ايام زندگانى بنا بر تشييد مبانى حيات جاودانى كه عبارت از اطاعت شرع انور و ملت ازهر است به تهيهء سفر خير البلاد پرداخته گرامى گوهر بحر